تبلیغات
آوای تات - مطالب ارسالی شما ...

مادر

برف رقصان روی بام خانه ما جا گرفت ..
سرد و سرما گرمی پاهایمان را وا گرفت..
پنجه های دستو پامان نم نمک بی حس نمود..
پینه های چکمه هامان کم کم از هم وا گرفت..
مادر از فقر و نداری چاره ای دیگر نداشت..
ناز ما می بردو پامان را بدستش جاگرفت..
هم شکم خالی و هم پیراهنی برتن نبود..
سوز سرما ناجوانمردانه رومان پا گذاشت ریخت هیزم مادرم اندر تنور..
با حرارت جان ما یک لحظه ای بالا گرفت ..
 اتش و دود تنور زوزه کشان بالا گرفت..
مادرم کم کم برای پختن نان جا گرفت..
 صورتش از فرط گرمای تنور داغ و داغ..
سبقت از روی گل سرخ محمد وا گرفت..
طفلکان دور تنور از بهر خوردن جمع شدند..
تا که مادر نان ها را یک به یک بالا گرفت..
سیر گشتند بچه ها با نان داغ گندمی..
قلب مادر از تپش با شادی ما جا گرفت..
 روی بام ما دگر برف قدیم و سوز سرما نیست نیست..
گرمی دست و دل مادر کنار ما نیست نیست..
 از تنور و نان گندم هم نمانده بوی و عطر..
مادرم پیش خدا رفت..جای در اعلا گرفت..
غم نشسته بر دل تو.یا(علی)
هیچ کس شایسته ناید جای مادر جا گرفت........
به روح مادران از دنیا رفته صلوات /
فرستاده شده توسط جناب آقای علی مجاوری



طبقه بندی: شاعران تات زبان،

تاریخ : یکشنبه یازدهم اسفند 1392 | 21:54 | نویسنده : علیرضا رحیمی كلور | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.