ماه مهر،آغاز سالتحصیلی برتمام معلمان دلسوز ودانش آموزان عزیز مبارک باد

در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که خرد را با عشق
علم را با احساس
و ریاضی را با شعر
و دین را با عرفان
همه را با تشویق تدریس کنند
لای انگشت کسی
قلمی نگذارند
و نخوانند کسی را حیوان
و نگویند کسی را کودن
و معلم هر روز
روح را حاضر و غایب بکند
و بجز ایمانش
هیچکس چیزی را حفظ نباید بکند
مغز ها پر نشود چون انبار
قلب خالی نشود از احساس
درسهایی بدهند
که به جای مغز دلها تسخیر کند


تصاویرکتاب اول دبستان از70سال پیش تابه امروز





















تاریخ : یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 | 20:28 | نویسنده : علیرضا رحیمی كلور | نظرات

این یاداشت را در تاریخ 6/20/ 92جهت قدردانی از هنرمندان زیرون  ارسال نموده ام.

(محسن پورمحسنی)

                           "از كلور شما "
                  رندان تشنه لب را آبی نمی دهد كس ! حافظ
دیشب حسابی همه خوشحال بودیم كه بخشی از هویت فرهنگی ما توسط هنرمندان فرهیخته و بی ادعای گروه زیرون درمعرض دید عموم قرار گرفت . صبح كه به اداره آمدم اولین پیام این اقدام ارزشمند گروه زیرون را دریافت كردم همكارم كه اهل تهران است خطاب به من گفت دیشب برنامه شبكه " شما " را تماشا كردید هنرمندهای از كلور شما آمده بودند خیلی جالب بود و از كلور شما ... ! اشك در چشمانم حلقه زد آری از كلور شما...! ما سالهاست كه شهرمان كلور را تنها رها كرده ایم كمتر به آن می اندیشیم فرزندان خوبی برای خاكی كه در آن رویده ایم نبوده ایم شاید یكی از كاركرد های هنری گروه زیرون در برنامه دیشب شبكه " سبلان و شما " ایجاد پیوندی دوباره با گذشته ی فرهنگی ما بود .. همچنین شاهد بودم كه چگونه فرزندانم بیشتر از من به صفحه تلویزیون خیره شده اند ودر پی هویت گم شده ی خود هستند فرزندان ما نیز نیاز به شناسنامه دارند شهرهای بزرگ با همه ازدحام و شلوغی غریبستان انسان هاست.البته آنها حرف های هم درارتقاء كیفیت كارهای هنری این گروه داشتند كه در پاسخ شان عرض كردم گروه زیرون هم مثل كلور ما تنهاست چون " رندان تشنه لب را آب نمی دهد كس *** گویا هنر شناسان رفتند از این ولایت " راستی تاكنون از خود پرسیده ایم كه این گروه چگونه و با چه پشتوانه ی مادی و معنوی توانسته در حوزه های مختلف هنری آثاری را خلق كند و فرهنگ تاتی ما را در سطح كشور معرفی نماید و در بسیاری از جشنواره های كشوری افتخار كسب نماید قطعا نه ! بقول حضرت سعدی " تنگ چشمان نظر به میوه كنند"
من ضمن تشكر از گروه " زیرون همیشه زیرون " كه با همه مشكلات مالی و نرم افزاری با شكیبایی به احیا و معرفی فرهنگ دره سرسبز شاهرود دل سپرده اند آروزی موفقیت روز افزون را دارم و از دوستان و همشهریان نیز این استدعا را دارم كه برای تداوام این حركت خوب فرهنگی گاهی ازخود سوال كنیم كه من شهروند كلوری وشاهرودی چه نوع وچگونه كمكی می توانم به این گروه بكنم تا این رندان تشنه لب ، رمقی برای ادامه فعالیت های هنری و فرهنگی خود داشته باشند
.
                                                           محسن پورمحسنی
                                                                                                     92/6/20


تقدیر وتشکر فراوان داریم ازحمایتها وراهنمایی های دوست وسرور ارجمندمان که همیشه پشتیبان مابوده اند.               

                      بااحترام؛   گروه هنری زیرون



تاریخ : یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 | 14:05 | نویسنده : علیرضا رحیمی كلور | نظرات
گروه هنری زیرون برای اولین با ربه صورت زنده  برنامه اجراکرد.

هفته گذشته هموطنان عزیز شاهد اجرای برنامه زنده توسط گروه هنری زیرون درشبکه سبلان (1بار) وشبکه سراسری شما(2بار) وبیش از 7بار تکرارمجدد این برنامه ها ازاین دوشبکه بودند که درمجموع حدود400 دقیقه(150دقیقه برنامه زنده) اجرای برنامه درشبکه های موردنظر بود که بی شک بی نظیرونقطه عطفی درشناساندن فرهنگ بومی منطقه بخصوص زبان تاتی بود.
دراین راستا هموطنان وعلاقمندان فرهنگ وزبان ونواهای تاتی به شکلهای مختلف گروه رامورد مهرولطف خود قرارداده اند گه گاهی درپاسخگویی به اینهمه محبت  عده ای  فراموش  شده اند که دراین مقال  گروه هنری زیرون ازهمه این سروران کمال تشکر رابه عمل می آورد وآرزومند
ست همواره بتوانیم درمعرفی منطقه،فرهنگ وزبان مان تلاشهای درخوردیگری ارائه نماییم.
همچنان منتظر پیشنهادات وانتقادات سازنده همه بزرگواران هستیم.

ا

با احترام گروه هنری زیرون


تاریخ : چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392 | 20:38 | نویسنده : علیرضا رحیمی كلور | نظرات
دارار دو هره، ندارار نره آوازن

DARAR DU HARE.NEDARAR NERA AW AZAN

فرد متول(پول دار) دوغ می خورد،فرد بی پول آبی که ظرف کره گیری(نره)راشستشوداده اند...




طبقه بندی: ضرب المثل ها وکنایه ها،

تاریخ : پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 | 15:59 | نویسنده : علیرضا رحیمی كلور | نظرات

                       سحر نام تمام دختران دنیاست

 

 

سحر جان نكاتی هست كه باید بدانی ، هرچند كه می دانم می دانی پس هدف از این نوشته فقط یادآوری دانسته های توست.
تمامی انسانها در طول كار و زندگی خود انتظاراتی دارند كه برآورده نشده است كه اغلب زمینه ساز ناخشنودی های آنان بوده است لذا درصدد برآمدم تا راهی را برای ارتباط بهتر با تو پیدا كنم پس تصمیم گرفتم برایت نامه ای بنویسم .
تا آنجا كه می دانم واقعیت مانند هوا می ماند آن را نمی توان تغییر داد و بجای صرف انرژی جهت مبارزه با واقعیتها باید آن را بپذیری و به زندگی ات ادامه بدهی لذا برای این كه موضوع را بیشتر برایت روشن كنم از مدیریت فردی شروع می كنم.

 

مدیریت فردی :
همه ما برای زندگی خود برنامه منظمی داریم و اهدافی كه درذهن می پرورانیم و تلاش می كنیم كه به آنها دست پیدا كنیم لذا دقت كن كه نكات ذیل را به خاطر بسپاری
1- هدف خود را تعریف كن
2- هدفت را مجهول و مبهم نگذار و به روشن ترین شكل ممكن آن را برای آینده تعریف كن
3- اقدامات خود را در جهتی قرار بده كه به آن هدف برسی
4- كارهایی را كه برای رسیدن به اهدافت باید انجام دهی ، مشخص كن
می دانی دخترم زمانی كه مشكلات بروز می كنند، اتفاقات غیر منتظره رخ می دهند ، وقتی در جاده ای هستی كه همه چیز سربالایی به نظر می رسد ، وقتی پولت كم و بدهی هایت زیاد است ، وقتی می خواهی بخندی و آه می كشی ، وقتی غم و عصه هایت زیاد است و می خواهد تو را به زیر بكشد چه می كنی؟ آیا فریاد می زنی، آیا رها می كنی و می روی در پی سرنوشت ، واقعا چكار می كنی؟


اگر لازم است كمی بیاسای ولی تسلیم نشو زیرا زندگی پر از فراز و نشیب های فراوان است و این موضوعی است كه گهگاهی اتفاق می افتد و چه بسیار كسانی كه شكست خوردند در حالی كه با كمی مداومت می توانستند پیروز شوند . تنها كسانی موفقیت را درك كردند كه تسلیم نشدند هرچند سرعتشان كم بود هرچند گامهای ایشان كند بود زیرا آنان فقط به رسیدن فكر می كردند رسیدن به آنجایی كه باید می رسیدند .


دخترم باید بدانی كه زندگی یك سفر است و هر بخش از آن یك سفر كوتاه اما در نوع خود كامل . از یك نویسنده ناشناس می خواندم كه زندگی را این گونه تفسیر كرده بود كه چه سخت است رفتن و چه سخت تر از آن است كه پاهایت زخمی و كوله ات پر از مشكلات باشد ولی سخت تر از آن این است كه ندانی به كجا می روی .


حتما ً سؤال خواهی كرد از كجا بدانم باید كجا بروم. نمی دانم آیا كتاب آلیس در سرزمین عجایب را خوانده ای یا خیر ؟ آلیس وقتی در سرزمین عجایب گم شد تقاضای كمك كرد و گربه به او گفت به كجا می خواهی بروی ، آلیس گفت نمی دانم ، گربه گفت پس فرقی نمی كند به كجا بروی . پس دقت كن به كجا می روی ، با كدامین پا می روی و به كدام سو می روی زیرا مسافری در شهری غریب بدون داشتن نقشه گم می شود.


پس باید مسیر زندگی ات را مشخص كنی ، هدفت از طی این مسیر زندگی چیست و این را بدان كه هیچ ثروتی در تپه های قدیمی یافت نمی شود ثروت در یك قدمی ماست خوشبختی در نزدیكی ماست ، فقط باید چشم باز كنی و ببینی .


دقت كن چه عینكی از پیش داوری ها بر روی صورت تو قرار گرفته است ، اسیر كدام رنگی و چه رنگی را برای ادامه مسیر انتخاب كرده ای ، خشم ، نفرت ، جنگ ، صلح ، دوستی و یا آشتی ؟ آیا هیچ اندیشیده ای كه كدام را انتخاب كرده ای و یا از كدام یك از آنها در حال استفاده هستی؟ قبل از هرچیز و هر انتخاب كمی استراحت كن تا بتوانی در حین عبور از صخره های زندگی با فكر عمل كنی تا به واهه های پر از آب و خوشبختی برسی . پس عجله نكن كمی بیاسای و اندیشه كن.   

 

 




طبقه بندی: عمومی،

تاریخ : پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 | 15:55 | نویسنده : علیرضا رحیمی كلور | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.